کوپری

Asshole کیست؟!
راننده اسنپی است که در دمای 40 درجه کولر ماشینش را روشن نمی کند و در جواب سوال "خودتون گرمتون نیست؟!" می گوید "نه تازه دوش گرفتم!"
* باید از این به بعد وقتی زنگ میزنن بگیم آقا اگه کولر روشن نمیکنی که لغو کنیم!
این روزها خیلی زیاد دارم به این فکر میکنم که هر لحظه ممکنه هر اتفاقی برام بیفته و اصن هیچ تضمینی برای هیچی نیست!
امشب که داشتیم با بچه ها از بام (بماند که چرا رفتیم!) برمی گشتیم، یه تصادفی کردیم که واقعا اگه تسلط "س" تو رانندگی نبود، حداقل چپ کرده بودیم.
واقعا هیچی دور نیست...!
یه مریض 93 ساله دارم که با نارسایی کلیه اومده و دیالیز واسش شروع کردن. خیلی ناز و دوست داشتنیه! امروز که رفتم بهش سر بزنم، دخترش یواشکی بهم گفت دیروز کد خورده ولی برگشته!
تو بخش که بودیم دوباره کد آبی اعلام کردن! دلم براش لرزید که نکنه اون باشه ولی مریض "ا" بود. CPR شد و خوشبختانه برگشت!
الان من موندم و فکر اینکه برای یه مریض مسن با این کیفیت زندگی که نه میتونه راه بره و نه درست حرف بزنه و هزارتا درد داره باید چه دعایی کنم! میدونم که اگه امروز میومدم و می دیدم مریضم expire شده خیلی ناراحت میشدم ولی خب...!
اصن من کیم که بخوام فک کنم کی زنده باشه کی نباشه!
صبح ها قبل از آلارم بیدار میشم، میرم بیمارستان، میرم کلاس، برمیگردم خونه، ناهار میخورم، استراحت میکنم، درس میخونم، شام میخورم و قبل از 12 بیهوش میشم!
همینقدر تکراری و بیخود!
همین!
کلاس زبان با استاد "پ" انقد فان و پرانرژیه که حاضرم براش از خواب صبح جمعه هم بگذرم. همیشه از هر دری حرف میزنیم و امروز از رایتینگ آیلتس بحث رسید به رفتار آدم ها و اینکه چقدر فرهنگ و رسم و رسومات مختلف داره روی تصمیمات ما تاثیر میذاره! از جمله ازدواج و بچه دار شدن! و البته اینکه چقدر سخته مقابله کردن باهاشون!
با اینکه همیشه شوخه ولی این بار خیلی جدی شد و برامون از تجربیاتش گفت و نهایتا به این نتیجه رسیدیم که حداقل برای اینکه نسل آینده این مشکلات رو نداشته باشه، اگر یه روزی ازدواج کردیم و اگر بچه دار شدیم (هیچ الزامی برای هیچ کدومش نیست!) ، درست تربیتشون کنیم و "فکر کردن و نقد کردن" رو بهشون یاد بدیم! چیزی که شاید برای خیلی از ماها اجرا نشده باشه! 
کلاس خوبی بود در مجموع...!
ضدآفتاب، عینک، شارژر و هندزفریتون رو بردارین بندازین تو کیفتون و برین فرودگاه! خوبیش اینه که وقتی رسیدین مجبور نیستین نیم ساعت صبر کنین تا بارتون بیاد و زودی میرین خونه...به همین راحتی :)
* از خوبی های تاخیر پرواز اینه که ترکیب اسپرایت یا به قولی سپرایت (به کسر سین و پ) و چیپس ساده به عنوان ناهار و حتی اخبار فوتبال جام جهانی براتون جذاب میشه!
یه وقتایی ناراحت میشی، شاید حق نداشته باشی ولی بالاخره این حس هست! شاید اگه به آدما کمتر نزدیک شی/آدما رو کمتر به خودت نزدیک کنی (!)، انتظارات کمتر باشه و نهایتا کمتر این حس های بیخودی رو تجربه کنی...!
بی خیال باش...!
همین!
(در دل به زمین و زمان فحش می دهد و منتظر پیام عذرخواهی است)

استاژر : سابقه غش یا از حال رفتن هم دارین؟!
بیمار : آره همش میرم تو کما!
دلم انقد مامانمو میخواد که قید مورنینگ یکشنبه رو زدم و بلیط خریدم واسه شنبه که برم بپرم تو بغلش و تا دوشنبه بعدازظهر که مجبور میشم دوباره برگردم از جام تکون نخورم...!
همین!
به حدی خسته ام که دلم میخواست امروز تو گروه میگفتن بیمارستان تعطیله...مریض نداریم...نیاین! ولی متاسفانه تا آخر مرداد وضع همینه :(